محمدحسین سرآهنگ

دل در خون تپیده‌ای دارم

sarahang-04

شعر از واقف لاهوری است. من شش اجرا از آن دارم و به بهتر می‌بینم که برای پرهیز از تکرار، یک بار همه بیت‌هایی را که در اجراهای مختلف خوانده شده است اینجا درج کنم. آنگاه برای هر اجرا، فقط بیت‌های شاهد را نقل کنم. دل در خون تپیده‌ای دارم‌ جان بر لب رسیده‌ای دارم‌ چشمم از چشم یار می‌ترسد دل مژگان‌گزیده‌ای دارم‌ ناله قد می‌کشد ز سینۀ من‌ سرو قامت‌کشیده‌ای دارم‌ بر نگردم به گفتۀ ناصح‌ من به خوبان عقیده‌ای دارم‌ زان کنم گریه‌های یعقوبی‌ که غم نورِ دیده‌ای دارم‌   ادامه مطلب

خیال، با شعرهای فارسی

sarahang-04

این قطعه در موسیقی هند و افغانستان اصطلاحاً «خیال» نامیده می‌شود و نوعی از کلاسیک‌خوانی است. کلاسیک‌خوانی به اشکال مختلف مثل «خیال‌خوانی» و «تُهمری‌خوانی» دسته‌بندی می‌شود. کل اثر حدود ۳۱ دقیقه است و در آن بیت‌هایی فارسی به مناسبت عید فطر هم خوانده شده است. قسمت اصلی آهنگ از دقیقۀ ۲۴ شروع می‌شود. ممکن است و بلکه به احتمال قوی، این سبک آوازخوانی برای خیلی از دوستان جذابیت ندارد، ولی گروهی را نیز که دلبستۀ موسیقی کلاسیک شبه‌قاره و افغانستان هستند، خوش می‌آید.   ادامه مطلب

ای تماشاییان هرزه‌نگاه

sarahang-02

این آهنگی متفاوت است، با شعری در قالب مثنوی که کمتر در موسیقی سنتی افغانستان رایج بوده است. این شعر، پاره‌ای از مثنوی «عرفان» بیدل است(۱)، در حکایتی مربوط به «ستی» یعنی سوزاندن همسر بعد از مردن شوهر. گویا از زبان آن زن به کسانی که او را برای سوختن آورده‌اند و یا نظاره می‌کنند می‌گوید.   ادامه مطلب

دوش کاین چرخ زمرد پر ز اختر ساختند

Sarahang 03

این آهنگ، نعتی است برای حضرت پیامبر(ص). شاعر این مسمط را نشناختم و شعر آن را هم بسیار با زحمت پیاده کردم به خاطر کیفیت پایین صدا. یکی دو کلمه هم مبهم ماند که اگر دوستان یاری کنند خوب است. هم‌چنین اگر کسی شاعر این شعر را بشناسد یا متن شعر را بیابد ممنون می‌شوم. ادامه مطلب

دیدۀ زنده‌دلان اشک‌فشان می‌باشد

sarahang-04

شعر از صائب است و من دو اجرا از آن دارم. این دو آهنگ را کسانی گوش کنند که حوصله آهنگ‌های آرام، ملایم و طولانی استاد را دارند. این‌ها آهنگ‌هایی پرشور و شاد نیست؛ از آن‌هایی است که باید در خلوت شنید و بارها شنید و آنگاه سخت دلبستۀ آن شد، چنان که در زمان‌هایی، انیس خلوت‌های من بود. در واقع سبک اصلی خوانندگی استاد همین است، آهنگ‌هایی آرام، توأم با شعرهای زیبا و فراز و فرودهایی لذتبخش.   ادامه مطلب

تو می‌رفتی و من شور قیامت ساز می‌کردم

sarahang-01

شعر این آهنگ از بیدل است. البته استاد بعضی بیت‌ها را با اختلاف‌هایی نسبت به دیوان بیدل خوانده است که به آن اشاره کرده‌ام. غزل بسیار زیباست و استاد هم بیت‌های عالی آن را انتخاب کرده است، همراه با بیت‌های شاهد مناسب.   ادامه مطلب

هفت اجرا از آهنگ «سوخته لاله‌زار من» استاد سرآهنگ

Sarahang 03

سوخته لاله‌زار از آهنگ‌های معروف استاد سرآهنگ است و اجراهای متعددی از آن وجود دارد، بعضی رادیویی، بعضی کنسرتی و بعضی خانگی. شعر از بیدل است و در هر اجرا، بیت‌هایی از غزل، گاه همراه با بیت‌های شاهد و گاه بدون آن خوانده شده است. من برای پرهیز از تکرار، ابتدا همه بیت‌هایی را که در اجراهای مختلف این آهنگ استفاده شده است درج می‌کنم و سپس در هر اجرا مشخص می‌کنم که کدام بیت‌ها با چه بیت‌های شاهدی خوانده شده است. سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار من‌ بی تو نه رنگم و نه بو، ای قدمت بهار من‌! دوش نس ادامه مطلب

خاک ره تو همره باد صبا رسید

Sarahang 03

شعر از واقف لاهوری است که می‌دانیم استاد سرآهنگ علاقه‌ای خاص به او داشته و پس از بیدل، بیشترین آهنگ‌هایش بر روی شعرهای واقف اجرا شده است. این از آهنگ‌های بسیار خوب استاد است. همه چیز آن کامل است، هم شعر، هم کیفیت اجرا و موسیقی، به ویژه طبله و هارمونیه که خیلی خوب جلوه دارند. راگ‌خوانی ابتدای آهنگ و نیز دقیقۀ ۸:۲۳ به بعد هم که لطف خود را دارد. ادامه مطلب

دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود

sarahang-04

من چهار آهنگ از استاد سرآهنگ با شعرهای حافظ دارم. بهترین آن‌ها به نظر من همین است. آهنگی است آرام و سنگین با شعر زیبا و بیت‌های شاهد مرتبط با شعر اصلی. یک نمونۀ کامل از سبک غزل‌خوانی استاد سرآهنگ. ادامه مطلب

جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم

sarahang-01

شعر این آهنگ فراق‌نامه‌ای است از بیدل و سخت سوزناک و عاطفی. استاد هم سنگ تمام گذاشته و در خلال بیت‌های اصلی غزل، بیت‌های شاهد زیبایی مناسب مقام خوانده است که در آنها نیز صحبت از سوختن از فراق است. در واقع این یک آهنگ کامل استاد است، با سبک خودش و هنرنمایی‌های خودش. نکتۀ گفتنی در مورد بیت آخر غزل این است که در دیوان غزلیات بیدل چاپ کابل، «پروای طاقتم» ثبت شده است. ولی استاد سرآهنگ آن را «پروای طاعتم» می‌خواند و این درست است، چون این «طاعت» است که با «معبد» و «سبحه» ارتباط دارد. می‌گوید طاعت من ادامه مطلب