محمدحسین سرآهنگ

سه اجرا از غزل «به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگم»

Sarahang 03

غزل، از غزل‌های درخشان بیدل است، از آن‌ها که همه ویژگی‌های سبکی این شاعر را به کمال در خود دارد. در عین حال از غزل‌های دشوار او هم هست. جالب است که با آن که غالب آوازخوانان به شعرهای ساده‌تر و عام‌فهم‌تر روی می‌آورند، استاد سرآهنگ چند غزل دشوار بیدل را هم اجرا کرده است و این به فهم خوب او از شعر بیدل گواهی می‌دهد. من از این غزل سه اجرا دارم با سه طرز (ملودی) مختلف. ادامه مطلب

بهار آن دل که خون گردد ز سودای گل رویی

sarahang-01

شعر از بیدل است. دو نسخه از آن با دو ملودی در دسترس دارم که یکی کامل است و دیگری ناتمام.     ادامه مطلب

دو اجرا از آهنگ «این دل گمگشته را در زلف خوبان یافتم»

sarahang-04

شعر از واقف لاهوری است (دیوان چاپ سنگی لاهور، صفحۀ ۱۷۳). دو اجرا از این آهنگ را دارم که هر کدام از جهتی باکیفیت است. نسخۀ آتش ملودی جذاب‌تری دارد و در بعضی جای‌ها هم با راگ‌خوانی‌های زیبایی همراه است. نسخۀ زنجیر از نظر کیفیت صوت بهتر است.   ادامه مطلب

آستا برو

Sarahang 01

«آستا برو» (آهسته برو) یک آهنگ محلی عروسی است و به شکل یک سنت رایج، هنگام ورود عروس و داماد به مجلس خوانده می‌شود. آهنگ یک ترجیع ثابت دارد که عبارت «آستا برو، ماه من آستا برو» است و تعدادی رباعی که بسته به میل و ذوق آوازخوان انتخاب می‌شود. آوازخوان‌های بسیاری این آهنگ را خوانده‌اند، ولی به نظر می‌رسد که معروف‌ترین و بهترین «آستا برو» از آنِ‌ محمدرحیم ساربان باشد. من فقط یک نسخه از «آستا برو» استاد سرآهنگ دارم که متأسفانه کیفیت صدای آن هم خوب نیست. شاعران رباعی‌ها برایم ناشناس است. ادامه مطلب

مکتوب شوق هرگز بی نامه‌بر نباشد، در دو اجرا

sarahang-01

غزل از بیدل است و من دو اجرا از آن دارم. یک اجرا که آن را «نسخۀ راگ» نام گذاشته‌ام، با راگ‌خوانی توأم است و آهنگ بدیع و بسیار جالبی است.   ادامه مطلب

دل در خون تپیده‌ای دارم، در شش اجرا

sarahang-04

شعر از واقف لاهوری است. من شش اجرا از آن دارم و به بهتر می‌بینم که برای پرهیز از تکرار، یک بار همه بیت‌هایی را که در اجراهای مختلف خوانده شده است اینجا درج کنم. آنگاه برای هر اجرا، فقط بیت‌های شاهد را نقل کنم. دل در خون تپیده‌ای دارم‌ جان بر لب رسیده‌ای دارم‌ چشمم از چشم یار می‌ترسد دل مژگان‌گزیده‌ای دارم‌ ناله قد می‌کشد ز سینۀ من‌ سرو قامت‌کشیده‌ای دارم‌ بر نگردم به گفتۀ ناصح‌ من به خوبان عقیده‌ای دارم‌ زان کنم گریه‌های یعقوبی‌ که غم نورِ دیده‌ای دارم‌   ادامه مطلب

خیال، با شعرهای فارسی

sarahang-04

این قطعه در موسیقی هند و افغانستان اصطلاحاً «خیال» نامیده می‌شود و نوعی از کلاسیک‌خوانی است. کلاسیک‌خوانی به اشکال مختلف مثل «خیال‌خوانی» و «تُهمری‌خوانی» دسته‌بندی می‌شود. کل اثر حدود ۳۱ دقیقه است و در آن بیت‌هایی فارسی به مناسبت عید فطر هم خوانده شده است. قسمت اصلی آهنگ از دقیقۀ ۲۴ شروع می‌شود. ممکن است و بلکه به احتمال قوی، این سبک آوازخوانی برای خیلی از دوستان جذابیت ندارد، ولی گروهی را نیز که دلبستۀ موسیقی کلاسیک شبه‌قاره و افغانستان هستند، خوش می‌آید.   ادامه مطلب

ای تماشاییان هرزه‌نگاه

sarahang-02

این آهنگی متفاوت است، با شعری در قالب مثنوی که کمتر در موسیقی سنتی افغانستان رایج بوده است. این شعر، پاره‌ای از مثنوی «عرفان» بیدل است(۱)، در حکایتی مربوط به «ستی» یعنی سوزاندن همسر بعد از مردن شوهر. گویا از زبان آن زن به کسانی که او را برای سوختن آورده‌اند و یا نظاره می‌کنند می‌گوید.   ادامه مطلب

دوش کاین چرخ زمرد پر ز اختر ساختند

Sarahang 03

این آهنگ، نعتی است برای حضرت پیامبر(ص). شاعر این مسمط را نشناختم و شعر آن را هم بسیار با زحمت پیاده کردم به خاطر کیفیت پایین صدا. یکی دو کلمه هم مبهم ماند که اگر دوستان یاری کنند خوب است. هم‌چنین اگر کسی شاعر این شعر را بشناسد یا متن شعر را بیابد ممنون می‌شوم. ادامه مطلب

دیدۀ زنده‌دلان اشک‌فشان می‌باشد، در دو اجرا

sarahang-04

شعر از صائب است و من دو اجرا از آن دارم. این دو آهنگ را کسانی گوش کنند که حوصله آهنگ‌های آرام، ملایم و طولانی استاد را دارند. این‌ها آهنگ‌هایی پرشور و شاد نیست؛ از آن‌هایی است که باید در خلوت شنید و بارها شنید و آنگاه سخت دلبستۀ آن شد، چنان که در زمان‌هایی، انیس خلوت‌های من بود. در واقع سبک اصلی خوانندگی استاد همین است، آهنگ‌هایی آرام، توأم با شعرهای زیبا و فراز و فرودهایی لذتبخش.   ادامه مطلب