شب یلدا

شب یلدا

اینجا در این تلاقی خون‌ها و شیشه‌ها / شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها / امشب بدون جامه بخوابی بلندتر /...

تردید

تردید

شعری از کتاب "پیاده آمده بودم": بر بستر تردید، فرومانده‌ترینم‌ ٫ دیری است که من سنگ‌ترین سنگ‌ِ زمینم‌

شطرنج (۲)

شطرنج (۲)

شعری از محمدکاظم کاظمی   این پیاده می‌شود آن سوار می‌شود صفحه چیده می‌شود گیر و دار می‌شود   این...

شب قدر

شب قدر

شعری از محمدکاظم کاظمی ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی سعی کن ای پسر خوب که شرمنده...