غزلی از بیدل با دکلمۀ زینب بیات

این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسین‌انصاری‌نژاد خوانده شد که داغ‌دار برادر جوانش بود و غزل‌های سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش می‌یافت. از آن عزیز سپاسگزارم و برای برادر گرامی‌اش آرزوی بخشایش و رحمت الهی دارم.

درد دین

بررسی یک رباعی عاشورایی از بیدل

رمز استغنا

بررسی بیتی از بیدل: برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا ٫ شهید ناز او، از تیغ می‌خواهد دَم آبی‌

آینه در کربلا

بررسی بیتی از بیدل: جهان خون‌ریز بنیاد است، هشدار ٫ سر سال از محرّم آفریدند

بیت بیدل و بحث دو هم‌زلف

تنگی فشرده است صحرای امکان راهی نداریم دل می‌گشاییم سؤال؟ این «تنگی» چگونه خوانده می‌شود؟ الف. به صورت مصدری یعنی

حسن حسینی و بیدل

تهمید شادروان حسن حسینی شاعری بود جامع‌الاطراف و صاحب فعالیتها و آثاری در زمینه‌های گوناگونِ سرایش و نگارش‌. یکی از

امروز با بیدل، اسیر الفت

گرفتار دو عالم رنگم از بی‌رحمی نازت اسیر الفت خود کن، اگر می‌خواهی آزادم «رنگ»‌ در اینجا یعنی تعلقات و