Tag: محدحسین سرآهنگ

گر کنم صاحب من با تو نگاهی گاهی، در چهار اجرا

واقف لاهوری (وفات، ۱۱۹۵ ق) شاعری شیرین‌سخن است و با آن که در هندوستان قرن ۱۲ زندگی می‌کرده است، شعرش حال و هوایی عراقی دارد. استاد سرآهنگ آهنگ‌های بسیاری از او خوانده است، به گونه‌ای که شعر واقف بعد از بیدل در میان آهنگ‌های استاد بیشترین حضور را دارد.

این غزل واقف دو مطلع دارد. یکی «گر کنم صاحب من با تو نگاهی گاهی» که استاد سرآهنگ سه آهنگ با همین مطلع اجرا کرده است. مطلع دوم غزل، «زان کشم از دل حرمان‌زده آهی گاهی» است و استاد یک آهنگ هم با آن مطلع خوانده است. من از آن روی که این‌ها یک غزل است و در یک طرز هم خوانده شده است، همه را کنار هم می‌آورم.

شعر واقف در دیوان چاپ سنگی پنجاب، صفحۀ‌ ۲۶۹ آمده است و اختلاف‌های مختصری با قرائت استاد دارد. موارد اختلاف را در ذیل یکی از آهنگ‌ها می‌نویسم.

برای داونلود هر آهنگ می‌توانید بر روی نام آن کلیک کنید.

نسخۀ انیس

گر کنم صاحب من‌، با تو(۱) نگاهی گاهی‌

عفو کن‌، می‌شود از بنده گناهی گاهی‌

زان کشم از دل حرمان‌زده آهی گاهی‌

که مرا شاد نکردی به نگاهی گاهی‌

ای اشک‌! دمی انیس ما باش‌

ما هم ز نظر فتادگانیم‌

محتسب میکده را ساخته ویران‌، صد حیف‌

می‌گرفتیم در آن خانه(۲) پناهی گاهی‌

ما می نه از برای طرب نوش می‌کنیم

خود را به این بهانه فراموش می‌کنیم

گر وصال تو مرا دست دهد، نیست عجب‌

می‌نشیند به گل و لاله گیاهی گاهی‌

هیچ نقصان نشود گر تو هم ای ماه تمام‌

نصف دل خوش کنی از نصف نگاهی گاهی‌

زکات حسن اگر بوسه‌ای به ما بدهی‌

خدا زیاده کند دولت جمال تو را

عاشقی می‌مرد، با معشوقه می‌گفت این سخن: که مرا شاد نکردی…

ز انتظار تو مردم‌، وصیتم این است‌

که بعد مردن من با کس آشنا نشوی‌

واقف آن عهد گذشته‌است که از عشق حزین(۳)

می‌گرفتیم به جانان سر راهی گاهی‌

۱. در دیوان: در تو
۲. در دیوان: به آن خانه
۳ در دیوان: که ما همچو حزین

 

نسخۀ عاشقی

گر کنم صاحب من‌، با تو نگاهی گاهی‌

عفو کن‌، می‌شود از بنده گناهی گاهی‌

زان کشم از دل حرمان‌زده آهی گاهی‌

که مرا شاد نکردی به نگاهی گاهی‌

عاشقی می‌مرد، با معشوقه می‌گفت این سخن: که مرا شاد نکردی…

ای اشک‌! دمی انیس ما باش‌

ما هم ز نظر فتادگانیم‌

گر وصال تو مرا دست دهد، نیست عجب‌

می‌نشیند به گل و لاله گیاهی گاهی‌

محتسب میکده را ساخته ویران‌، صد حیف‌

می‌گرفتیم در آن خانه پناهی گاهی‌

ما می نه از برای طرب نوش می‌کنیم

خود را به این بهانه فراموش می‌کنیم

هیچ نقصان نشود گر تو هم ای ماه تمام‌

نصف دل خوش کنی از نصف نگاهی گاهی‌

واقف آن عهد گذشته‌است که از عشق حزین

می‌گرفتیم به جانان سر راهی گاهی‌

 

نسخۀ آهوان

یک اجرای خانگی است با کیفیت نه چندان خوب. از لحن خواندن بیت اول  به نظر می‌رسد که آهنگ از نیمه ضبط شده است. بخش‌هایی از شعرها و صحبت‌های این آهنگ برای من غیر قابل تشخیص بود.

گر کنم صاحب من‌، با تو نگاهی گاهی‌

عفو کن‌، می‌شود از بنده گناهی گاهی‌

هوس تسخیر معشوقان بازاری مشو بیدل‌

کسی تا کی پی این آهوان(۱) رام بردارد

زنهار فریب (…؟)

(…)

(بیت بالا مبهم و نامفهوم است.)

محتسب میکده را ساخته ویران‌، صد حیف‌

می‌گرفتیم در آن خانه پناهی گاهی‌

هیچ نقصان نشود گر تو هم ای ماه تمام‌

نصف دل خوش کنی از نصف نگاهی گاهی‌

 ۱. متن دیوان بیدل: وحشیان

 

نسخۀ حرمان‌

در این اجرا، آهنگ از مطلع دوم غزل شروع شده است. بیت «گر کنم صاحب من…» خوانده نمی‌شود.

زان کشم از دل حرمان‌زده آهی گاهی‌

که مرا شاد نکردی به نگاهی گاهی‌

گر وصال تو مرا دست دهد، نیست عجب‌

می‌نشیند به گل و لاله گیاهی گاهی‌

هیچ نقصان نشود گر تو هم ای ماه تمام‌

نصف دل خوش‌کنی از نصف نگاهی گاهی‌

محتسب میکده را ساخته ویران‌، صد حیف‌

می‌گرفتیم در آن خانه پناهی گاهی‌

ترک آرزو کردم، رنج هستی آسان شد

این آهنگ به سبک قوالی خوانده شده است، همراه با یک گروه همخوان. تا جایی که من خبر دارم استاد سرآهنگ دو آهنگ به این شکل اجرا کرده است که یکی همین است و دیگری «از نالۀ دل ما تا کی رمیده رفتن».

شعر اصلی از بیدل است و بیت‌های شاهد نیز بیشتر از بیدل و بعضی از شاعران دیگر. هم شعر عالی است، هم اجرا و هم موسیقی. این یکی از آهنگ‌های درخشان استاد سرآهنگ است.

ترک آرزو کردم‌، رنج هستی آسان شد

سوخت پرفشانیها کاین قفس گلستان شد

سربرهنه نیستم‌، دارم کلاهی چارترک‌

ترکِ دنیا، ترکِ دنیا، ترکِ مولا، ترکِ ترک

دو روزه فرصتِ وهمی که زندگی نام است‌

گر از هوس گذری‌، بی‌ملال می‌گذرد

عالم از جنون من کرد کسب همواری‌

سیل گریه سر دادم‌، کوه دشت و دامان شد

تنم ز بند لباس تعلّق آزاد است‌

برهنگی به برم خلعت خداداد است‌

حدیث زهد رها کن‌، قلندری آموز

چه جای دانۀ تسبیح و دام اوراد است‌؟ (بیدل)

بر صفای دل‌، زاهد! این قدر چه می‌نازی‌؟

هر چه آینه گردید، باب خودفروشان شد

اندیشه سرنگون شد، سعی خرد جنون شد

دل هم تپید و خون شد، تا فهم راز کردم‌ (بیدل)

اندیشۀ خودبینی از وضع ادب دور است‌

آیینه نمی‌باشد جایی که حیا باشد (بیدل)

عشق شکوه‌آلود است تا چه دل فسرد امروز

سیل می‌رود نومید خانه‌ای که ویران شد

حرص به صد عزّ و جاه در همه صورت گداست‌

چون به قناعت رسی‌، فقر غنا می‌شود

آن‌طرف احتیاج انجمن کبریاست‌

چون ز طلب درگذشت‌، بنده خدا می‌شود (بیدل)

عاشقی می‌مرد، با معشوقه می‌گفت این سخن‌: ترک آرزو کردم…

شبلی‌، آن پیر طریقت‌ارشاد

بود روزی ز قضا در بغداد

با مریدان به سخن هم‌دستان‌

برد شوقش سوی بیمارستان‌

دید افتاده جوانی چون ماه‌

با تنی لاغر و رخسار چو کاه‌

قامتش تازه نهالی موزون‌

لیک خم گشته چو بید مجنون‌

عشق در خرمنش افکنده شرار

برده از جان و دلش صبر و قرار

ناله‌ای در جگرش همهمه‌ای‌

داشت با خویش عجب زمزمه‌ای‌

آب حسرت ز مژه می‌افشاند

هر دم این بیت مکرر می‌خواند: ترک آرزو کردم

چین ناز پرورده است گرد وحشتم بیدل‌

دامنی گر افشاندم‌، طرّه‌ای پریشان شد

قناعت ساحل امن است‌، افسون طمع مشنو

مبادا کشتی درویش در کام نهنگ افتد (بیدل)

داونلود آهنگ

 

آفاق جا ندارد، همت کجا نشیند

شعر: بیدل.

آواز: محمدحسین سرآهنگ

زمان: ۹:۵۲ دقیقه. کامل. کیفیت صدا: ضعیف

Icon Download

متن شعر

گردون حریف داغ محبت نمی‌شود

این خیمه در فضای دل تنگ می‌زنند (بیدل)

آفاق جا ندارد همت کجا نشیند؟

سنگ از نگین برآید تا نام ما نشیند

در بزم حضورت همه همه کس نام نویسند

من گمشدۀ عشق تو ام، نام ندارم

تاب و تب نفس‌ها از یک‌دگر جدا نیست

در خانه‌ای که ماییم، راحت چرا نشیند؟

می‌رود صبح و اشارت می‌کند، کای غافلان

تا نفس باقی است، نتوان هیچ جا آرام کرد (بیدل)

زین ما و من که داریم، آفاق در خروش است‌

ای کاش سرمه گردیم تا این صدا نشیند

بگذار تا دمی چند بر گرد خویش گردیم‌

عالم به دل نشسته است، دل در کجا نشیند؟

از مرگ نیست باکم اما ز بی‌نصیبی‌

ترسم ز دامن او گردم جدا نشیند