Tag: سه‌گانه‌های نگارش

سه‌گانه‌های نگارش، شماره ۱۶ تا ۲۰

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۶

متن اصلی

روابط عمومی نقش خود را برای تحقق روند مذکور ایفا کرده است.

نظر ویراستار

«نقش ایفا کردن» یعنی نقشی به عهده کسی گذاشته شده است و او این نقش را به درستی اجرا می‌کند. یک تعبیر وام‌گرفته از تئاتر است. پس وقتی کاربرد دارد که به راستی یک نقش در حال اجرا باشد. یعنی کسی در نقش چیزی یا کسی کار بکند.

حاصل ویرایش، مختصر و مفید

روابط عمومی در این روند موفق بوده است.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۷

متن اصلی

در این سال روزنامۀ شمس النهار نخستین روزنامه‏ای بود که در آسمان روزنامه نگاری افغانستان درخشید و صدای آزادی بیان را بلند نمود

نظر ویراستار

در آن زمان ما روزنامه‌نگاری نداشتیم که آسمانی داشته باشد. باید در تعبیرها دقت کرد. از این گذشته تعبیرهای شاعران مثل درخشیدن در آسمان روزنامه‌نگاری مناسب یک نثر علمی نیست. بعد هم «شمس‌النهار» با آزادی بیان ارتباطی نداشت، چون یک روزنامه دولتی بود. در واقع یک خبرنامه دولتی. به این مشکلات بیفزایید تکرار سه «روزنامه» و فعل «بلند نمود» به جای «بلند کرد» را.

حاصل ویرایش

در این سال اولین روزنامۀ افغانستان یعنی «شمس‌النهار» تأسیس شد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۸

متن اصلی

دوران حکومت حبیب‌الله خان را دوران شکل‏گیری مطبوعات نوین در افغانستان نام‌گذاری کرده‏اند و دلیل اصلی این نام‌گذاری را می‏توان در انتشار دومین نشریه مدرن و نوین تاریخ افغانستان یعنی «سراج الاخبار» عنوان کرد.

نظر ویراستار

باید تعبیرها دقیق باشد. وقتی «نام‌گذاری» بگوییم که واقعاً یک «نام‌گذاری» رخ داده باشد، از آن گونه که بر اشخاص یا نهادها نام می‌گذارند. ولی در اینجا چنین نبوده است. منظور این است که ما آن دوره را دوران شکل‌گیری مطبوعات می‌دانیم.

دیگر این که ضرور نیست بگوییم «دلیل را می‌توان این قضیه عنوان کرد». راحت می‌شود گفت که «دلیل آن، این قضیه بوده است.» در واقع «عنوان کردن» در اینجا هیچ کاری نمی‌کند، جز کدر ساختن جمله.

حاصل ویرایش

دوران حکومت حبیب‌الله خان را دوران شکل‏گیری مطبوعات نوین در افغانستان دانسته‌اند و دلیل اصلی آن انتشار دومین نشریۀ مدرن و نوین افغانستان یعنی «سراج الاخبار» بوده است.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۹

متن اصلی

در زمینه رسانه ها از دیگر اقدامات امان الله خان در راستای سامان دهی اوضاع مطبوعات کشور را می‏توان در تاسیس ریاست مستقل مطبوعات دید.

نظر ویراستار

به جای «از دیگر اقدامات» می‌شود «اقدام دیگر» گفت. «در راستای سامان‌دهی» را می‌توان «برای سامان‌دهی» گفت. این «می‌توان» و امثال آن هم لازم نیست. عبارت‌هایی مثل «به عنوان»، «می‌توان»، «منحیث» و امثال این‌ها بسیار وقت‌ها زاید هستند. ببینید وقتی این‌ها را بر می‌داریم، عبارت چقدر ساده و روان می‌شود.

حاصل ویرایش

اقدام دیگر امان الله خان برای سامان‌دهی اوضاع مطبوعات کشور، تأسیس ریاست مستقل مطبوعات بود.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۲۰

متن اصلی

در عصر حکومت «محمدظاهر شاه» فضای بازتری برای مطبوعات کشور به وجود آمد که به افزایش تعداد و شمارگان مطبوعات در کشور منتهی شد و دراین دوران نشریات جدیدی مانند هیواد (۱۳۳۸ شمسی به زبان پشتو)، کابل تایمز (۱۳۴۱ شمسی به زبان انگلیسی) ایجاد شد.

نظر ویراستار

وقتی در اول عبارت «کشور» گفتیم، دیگر تکرار آن لازم نیست.

به جای این که دو جمله را با «و» به هم وصل کنیم و یک جمله بلند بسازیم، بهتر است که آن‌ها را از هم جدا کنیم.

می‌شود به جای «فضای بازتر به وجود آمد»، به سادگی گفت که «فضا بازتر شد» چون درست هم همین است. فضا به وجود نیامده، بلکه باز شده است. چرا بگوییم «هوای گرم‌تر به وجود آمد»؟ می‌شود گفت «هوا گرم‌تر شد.»

حاصل ویرایش

در عصر حکومت «محمدظاهر شاه» فضای مطبوعات کشور بازتر شد و این، افزایش شمارگان مطبوعات را در پی داشت. در این دوره نشریات جدیدی مانند هیواد (۱۳۳۸ شمسی به زبان پشتو) و کابل تایمز (۱۳۴۱ شمسی به زبان انگلیسی) ایجاد شد.

سه‌گانه‌های نگارش، شماره ۱۱ تا ۱۵

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۱

متن اصلی

این عدد نشان دهندۀ آن است که پرسشنامۀ مورد استفاده، از قابلیت اعتماد برخوردار می‌باشد.

… از مدیریت علمی و مجموعه‌ای از کارشناسان خبره بهره‌مند باشد.

نظر ویراستار

برای یک نگارش خوب، باید فعل‌ها را ساده بنویسیم. از ویژگی‌های زبان گفتار استفاده کنیم. ما در گفتار نمی‌گوییم «من از یک کلاه گرم برخوردار می‌باشم.» بلکه می‌گوییم «من یک کلاه گرم دارم.»

به همین ترتیب به جای «نشان‌دهندۀ آن است»، می‌توانیم بنویسیم «نشان می‌دهد».

در جملۀ بعد به جای «بهره‌مند باشد» نیز می‌توانیم بنویسیم «داشته باشد». چون اینجا هم فقط بحث «داشتن» است، نه بهره‌مند بودن آنچنان که مثلاً انسان از محضر یک دانشمند بهره‌مند می‌شود.

حاصل ویرایش

این عدد نشان می‌دهد که پرسشنامه‌های مورد استفاده، قابل اعتماد است.

… مدیریت علمی و مجموعه‌ای از کارشناسان خبره را داشته باشد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۲

متن اصلی

روابط عمومی، اطلاعات مناسبی از لحاظ کمّی و کیفی در اختیار مدیران جامعه و گروه‌های اجتماعی قرار دهد.

نظر ویراستار

«قرار دادن» یعنی چیزی را که به طور طبیعی در جایی مستقر نیست، در جای خاصی مستقر کنیم. یعنی به قرار و سکون برسانیم. مثلاً می‌شود گفت که «آنتن را روی بام قرار دادیم.» ولی «اطلاعات» از این جنس نیست که نیاز به قرار گرفتن داشته باشد. بسیار ساده و طبیعی می‌شود گفت «بگذارد».

حاصل ویرایش

روابط عمومی، اطلاعات مناسبی از لحاظ کمّی و کیفی در اختیار مدیران جامعه و گروه‌های اجتماعی بگذارد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۳

متن اصلی

سهم این قوم از پروسۀ ملت‌سازی امیر عبدالرحمن، از دست دادن سرزمین‌های مسکونی، دارایی‌های اقتصادی، مالکیت‌های ارضی، حقارت اجتماعی، بردگی‌های سیستماتیک و نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته بود.

نظر ویراستار

ترتیب اجزای جمله به نوعی است که عبارت «از دست دادن» به همه اجزای دیگر برمی‌گردد. یعنی گویا این قوم، «حقارت اجتماعی» و «بردگی‌های سیستماتیک» و «نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته» را هم از دست داده است.

حاصل ویرایش

سهم این قوم از پروسۀ ملت‌سازی امیر عبدالرحمن، حقارت اجتماعی، بردگی‌های سیستماتیک، نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته و از دست دادن سرزمین‌های مسکونی، دارایی‌های اقتصادی و مالکیت‌های ارضی بود.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۴

متن اصلی

انسان زمانی طلب بخشش ـ‌ که یک حرکت کیفی است ـ می‌کند که به درک بخشش، توفیق پیدا کند.

نظر ویراستار

جمله معترضه در مجموع خوب نیست. یعنی اگر بتوانیم عبارت را طوری سامان دهیم که نیازی به جمله معترضه نباشد، بهتر است، مگر آنجا که یک ضرورت بلاغی یا ادبی در کار باشد، چنان که گاهی در شعر یا داستان می‌بینیم.

در اینجا جمله معترضه در جای بدی هم هست، یعنی درست در وسط فعل مرکب «طلب بخشش می‌کند». در چنین مواردی بهتر است که عبارت را دو جمله بسازیم و بگذاریم که مخاطب بر هر قسمت آن به صورت مستقل تمرکز کند.

حاصل ویرایش

این طلب بخشش یک حرکت کیفی است و انسان وقتی به آن می‌رسد که به درک بخشش توفیق یافته باشد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۵

متن اصلی

دیوان مدنی اقدام به ذکر نوعیت قضیۀ مورد رسیدگی جهت اطلاع حاضرین که بتوانند ذهن خود را آماده ساخته تا بتوانند دفاعیه یا دلیل مناسب را توضیح دهند، می‌کند.

نظر ویراستار

ملاحظه می‌کنید که «اقدام می‌کند» در اینجا یک فعل مرکب است، ولی اجزای آن خیلی از هم دور افتاده است و در بین «اقدام» و «می‌کند» ما در واقع یک جمله داریم که شکل جمله در جمله گرفته است. بکوشیم که تا می‌توانیم از جمله در جمله پرهیز کنیم. اول یک جمله و همه اجزای آن را بیاوریم و سپس جملۀ بعدی را شروع کنیم.

از این گذشته آنچنان که بارها گفته‌ایم که بهتر است ساده بنویسیم، در اینجا «اقدام» اصلاً لازم نیست. ما به‌راحتی می‌توانیم بگوییم «کلاه پوشیدم» و ضرور نیست که بگوییم «اقدام به پوشیدن کلاه کردم».

«بتوانند» وقتی ضرور است که واقعاً موضوع «توانستن» در عبارت ما اهمیت داشته باشد. در اینجا یکی از «بتوانند»ها لازم نیست.

«توضیح دادن» هم اینجا مناسب نیست، چون «توضیح دادن» برای وقتی است که موضوع یا سؤالی را که برای دیگری به صورت مبهم یا اجمالی طرح شده است، واضح بسازیم.

حاصل ویرایش

دیوان مدنی جهت اطلاع حاضرین، نوعیت قضیۀ مورد رسیدگی را ذکر می‌کند، تا ذهنشان آماده شود و بتوانند دفاعیه یا دلیل مناسب را طرح کنند.

(ملاحظه می‌کنید که من در اینجا آن دو جمله‌ای را که داخل هم رفته بودند، از هم جدا کردم. وقتی جمله‌ها جدا باشند، درک آن‌ها آسان‌تر می‌شود.)

سه‌گانه‌های نگارش، قسمت ۶ تا ۱۰

سه‌گانه‌های نگارش (۶)

متن اصلی

در این زمینه اقدام به انجام مصاحبه با کارشناسان متخصص در زمینۀ صادرات خشکبار و صادرکنندگان فعال در این زمینه گردید.

نظر ویراستار

۱. سه تا «زمینه» آمده است که دوتایش لازم نیست.

۳. میان «اقدام» و «گردید» خیلی فاصله افتاده است که خوب نیست. در چنین مواردی بهتر است که «اقدام گردید» یکجا بیاید.

۴. به جای «گردید»، «شد» بهتر است. یعنی «اقدام شد».

۵. ولی ساده‌نویسی ایجاب می‌کند که اصلاً به جای «به مصاحبه اقدام گردید» بگوییم «مصاحبه شد» یا «مصاحبه کردیم»، و من دومی را ترجیح می‌دهم.

حاصل ویرایش

در این زمینه با کارشناسان متخصص و صادرکنندگان فعال خشکبار، مصاحبه کردیم.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۷)

متن اصلی

خش‌خش برگ‌های پاییزی… روی اندام خشک تابستان

عصرهای کنار در مانده… خاطرات گرفتۀ زندان

عرق شرم، روی پیشانی… باز باید به کار بنشیند!

مردی از روزگار بیکاری… منتظر می‌شود که یک جو نان…

اشک از گونه‌های دختر ریخت بی‌عروسک؛ دوباره بازی کرد

تا نبیند پدر دو چشمش را… چشم‌های همیشۀ گریان

مردی از روزگار بیکاری… دست خالی به خانه برگشته

دختری که شبیه مادر بود… مادری زیر خاک‌ها پنهان

باز امشب گرسنگی آمد… تا سحر دخترک نمی‌خوابد…

و پدر هم دوباره می‌میرد… از خجالت… به زیر چرخ زمان

نظر ویراستار

این سه نقطه‌ها (…) در بیشتر جای‌های این شعر زاید است. سه نقطه برای وقتی است که بخواهیم ادامه داشتن یک مطلب را نشان دهیم و این که مخاطب بخشی از مطلب را خود حدس بزند. در این شعر فقط در این مصراع سه نقطه لازم است:

مردی از روزگار بیکاری منتظر می‌شود که یک جو نان…

در اینجا سه نقطه کار فعل «برسد» یا «به دست آورد» را می‌کند و به کمک آن یک جملۀ ناتمام در ذهن خواننده کامل می‌شود. ولی در دیگر جای‌های این شعر ما هیچ جملۀ ناتمامی نداریم که نیاز به سه نقطه داشته باشد.

در نظر داشته باشیم که نقطه‌گذاری بیجا و بیش از اندازه متن را شلوغ می‌کند، تمرکز خواننده بر کلمات را کم می‌کند و در مجموع نوشتۀ ما را به خیابانی پر از تابلوهای ترافیکی شبیه می‌سازد که هم سرعت حرکت رانندگان را کم می‌کنند ـ چون راننده باید آرام‌تر حرکت کند به خاطر خواندنشان ـ و هم مانع تمرکز او بر مسیر حرکت می‌شوند.

حاصل ویرایش

خش‌خش برگ‌های پاییزی روی اندام خشک تابستان

عصرهای کنار در مانده، خاطرات گرفتۀ زندان

عرق شرم روی پیشانی باز باید به کار بنشیند

مردی از روزگار بیکاری منتظر می‌شود که یک جو نان…

اشک از گونه‌های دختر ریخت، بی‌عروسک دوباره بازی کرد

تا نبیند پدر دو چشمش را، چشم‌های همیشۀ گریان

مردی از روزگار بیکاری دست خالی به خانه برگشته

دختری که شبیه مادر بود، مادری زیر خاک‌ها پنهان

باز امشب گرسنگی آمد، تا سحر دخترک نمی‌خوابد

و پدر هم دوباره می‌میرد، از خجالت، به زیر چرخ زمان

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۸

متن اصلی

کشورهای زیادی از طریق معافیت‌های مالیاتی برای شرکت‌های تولیدی خود که دست اندرکار صادرات ‌باشند استفاده می‏کنند.

نظر ویراستار

در این جمله «از طریق» هیچ لازم نیست.

«استفاده کردن» هم با معنی جمله سازگار نیست، چون به فاعل جمله یعنی «کشورها» برمی‌گردد، در حالی که در واقع این شرکت‌ها هستند که از معافیت استفاده می‌کنند، نه کشورها. اصلاً این یک قاعده است که وقتی عبارت را بی‌دلیل می‌پیچانیم اشتباه‌ها هم زیاد می‌شود.

حاصل ویرایش (به دو شکل)

۱. کشورهای زیادی برای شرکت‌های تولیدی خود که دست‌اندرکار صادرات باشند، معافیت مالیاتی می‌دهند.

۲. در بسیاری کشورها شرکت‌های تولیدی‌ای که دست‌اندرکار صادرات باشند، معافیت مالیاتی دارند.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۹)

متن اصلی

توانایی دولت‎های کشورهای جهان سوم در تنظیم عرضۀ پول در سطح کشور به دلایلی چون باز بودن درهای اقتصادی‎شان، ضعف نظام اجرایی اداری بخش پولی، برخورد تبعیض‌آمیز و اعطای اعتبارات با شیوۀ بسیار نابرابر در نظام پولی این کشورها در مواردی زیاد، اجبار در افزایش حجم پول از طریق استقراض از بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه دولت و… بسیار محدود است.

نظر ویراستار

نویسنده جمله را خیلی طولانی کرده است. می‌خواهد بگوید که توانایی‌ دولت‌ها در تنظیم عرضۀ پول محدود است. ولی تا وقتی به «محدود است» می‌رسد، آن قدر دلیل در وسط می‌آید که اصل حرف گم می‌شود. در این‌گونه موارد باید اول آن سخن کلیدی را گفت، سپس دلایل آن را آورد. یعنی عبارت را دو جمله می‌سازیم. ابتدا اصل مطلب را می‌آوریم و سپس دلایل آن را. تا خواننده بر هر کدام به طور مستقل تمرکز کند.

 

حاصل ویرایش

توانایی دولت‎های کشورهای جهان سوم در تنظیم عرضۀ پول در سطح کشور محدود است. از دلایل این محدودیت می‌توان باز بودن درهای اقتصادی، ضعف نظام اداری بخش پولی، برخورد تبعیض‌آمیز و اعطای اعتبارات با شیوۀ بسیار نابرابر در نظام پولی این کشورها در مواردی زیاد، اجبار در افزایش حجم پول از طریق استقراض از بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه دولت و… را ذکر کرد.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۱۰)

متن اصلی

پس از مراحل فوق به تدوین و تنظیم پرسشنامه جهت بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار که از جمله نزدیکترین افراد درگیر با مسئله صادرات می‎باشند اقدام گردید.

نظر ویراستار

هم‌چنان که پیشتر هم گفته‌ایم، بهتر است فعل‌ها را ساده بسازیم. به جای «اقدام به تدوین گردید» به راحتی می‌شود گفت «تدوین شد».

هم‌چنین در مسیر همین ساده‌نویسی، تا می‌توانیم باید باید از «می‌باشد»، «گردیدن» و امثال این‌ها پرهیز کنیم. به جای «می‌باشد» می‌توان «است» آورد و به جای «گردید» می‌شود «شد» نوشت.

حاصل ویرایش

پس از مراحل فوق، برای بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار ـ که دست‌اندرکاران اصلی صادرات هستند ـ پرسشنامه‌هایی تدوین و تنظیم شد.

سه‌گانه‌های نگارش، قسمت ۱ تا ۵

یادداشت

«سه‌گانه‌های ویرایش» حاصل یادداشت‌های من در حال ویراستاری بوده است. به نظرم آمد که می‌شود بعضی نکات را به صورت کارگاهی بیان کنم تا هم به کار دیگران بیاید و هم به کار خودم، از منظر نقد و نظرهایی که دوستان مطرح خواهند کرد.

من در حوالی سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ این مطالب را در صفحۀ فیس‌بوک و وبلاگ خود منتشر می‌کردم و در آنجا بازتاب خوبی داشت. شاید از این روی که همه این مثال‌ها واقعی است و از مسائلی است که نویسندگان و به تبع آن‌ها ویراستاران بسیاری با آن‌ها دست و گریبان هستند.

من بدون این که قصد شکسته‌نفسی داشته باشم، باید بگویم که ویراستاری برای من بیشتر تجربی بوده است تا علمی. من دانش‌آموختۀ رشتۀ زبان و ادبیات فارسی نیستم و هیچ‌گاه هم سابقۀ شرکت در برنامه‌های آموزشی ویرایش را نداشته‌ام. البته از دانش‌اندوزی به مدد کتاب‌ غافل نبوده‌ام و بعضی منابع را خوانده‌ام، ولی بیشتر به تجربه و دریافت‌های شخصی خویش متکی بوده‌ام. بنابراین هیچ‌گاه این «سه‌‌گانه‌های نگارش» را کامل و قطعی تلقی نکنید. ممکن است بسیاری از ویراستاران همین مثال‌ها را به شکل‌های بهتری ویرایش کنند، چنان که در پیام‌هایی که در فیس‌بوک نهاده می‌شد، شاهد بودیم. تنها چیزی که می‌توانم گفت، این است که کوشیده‌ام تجربه‌هایم را در معرض دید بگذارم تا هم خودم را به کار آید، هم دیگران را. و از این بیش، ادعایی ندارم.

تا کنون حدود هفتاد یادداشت از این سلسله نوشته‌ام که آنها را به تدریج و به صورتی نسبتاً منظم منتشر خواهم کرد. از طراح گرانقدر وحید عباسی به خاطر طراحی سرکلیشۀ این مطالب سپاسگزارم.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۱)

متن اصلی

مبارزۀ احمد زارعی با پیروزی انقلاب ادامه یافت ابتدا انجمن اسلامی را دایر کرد و سپس هستۀ اولیۀ سازمان پیشمرگان کرد را بنا نهاد.

نظر ویراستار

۱. عبارت دوپهلو است. در ظاهر به نظر می‌رسد که گویا احمد زارعی با پیروزی انقلاب مبارزه کرده است، در حالی که منظور این است که او بعد از پیروزی انقلاب هم مبارزه را ادامه داد.

۲. چون فاعل جملۀ اول «مبارزه» است، به طور طبیعی ما باید آن را فاعل جملۀ دوم هم فرض کنیم، یعنی این «مبارزه» بوده است که انجمن اسلامی را دایر کرده است.

۳. بعد از «یافت» یک نقطه لازم است تا معلوم شود که جملۀ اول تمام شده است.

۴. «هسته» را بنا نمی‌گذارند. بنا گذاشتن برای وقتی است که یک ساختمان در کار باشد، یا چیزی به ساختمان تشبیه شده باشد. می‌شد گفت «هسته‌گذاری کرد».

۵. کلمۀ «کرد» در اینجا ضرورتاً باید ضمه (پیش) داشته باشد تا «کَرد» خوانده نشود. باید کلماتی را که دو گونه خوانده می‌شوند، اعراب‌گذاری کنیم، مگر این که عبارت کاملاً روشن باشد. مثلاً اگر گفته شود «اقوام ترک، کرد، بلوچ و…» اعراب‌گذاری ضرور نیست.

۶. به طور کلی بهتر است که نام سازمان‌ها و تشکیلاتی را که خیلی مشهور نیستند، در گیومه بگذاریم تا مشخص شود که کدام قسمت از جمله نام سازمان است.

حاصل ویرایش

احمد زارعی بعد از پیروزی انقلاب هم مبارزه را ادامه داد. او ابتدا «انجمن اسلامی» را دایر کرد و سپس هستۀ اولیۀ سازمان «پیشمرگان کُرد» را تشکیل داد.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۲)

متن اصلی

سراج‌الاخبار از اکتبر ۱۹۱۱ تا ژانویه سال ۱۹۱۹ ترسایی هر دو هفته یک بار به زبان فارسی و به عنوان انجمنی برای گروه‌های کوچک روشنفکران جوان افغانستان منتشر می‌شد.

نظر ویراستار

«به عنوان» برای وقتی است که آن پدیده، به صورت صریح یا ضمنی از جانب کسی طرح شده باشد. مثلاً می‌گوییم «فلانی به عنوان رئیس این انجمن معرفی شد.» یعنی کسانی عنوان رئیس را به او بخشیدند. ولی چیزی که خودش یک نقش عملی ذاتی دارد، دیگر «به عنوان» لازم ندارد. در اینجا سراج‌الاخبار «به عنوان» یک انجمن برای روشنفکران منتشر نشده است، یعنی چنین نبوده است که کسی آن عنوان را به آن داده باشد. ولی در عمل خودش کار یک انجمن را کرده است.

حاصل ویرایش

سراج‌الاخبار از اکتبر ۱۹۱۱ تا ژانویه سال ۱۹۱۹ ترسایی هر دو هفته یک بار به زبان فارسی منتشر می‌شد و انجمنی بود برای گروه‌های کوچک روشنفکران جوان افغانستان.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۳)

متن اصلی

با توجه به این واقعیت که اکثریت مردم افغانستان از لحاظ تباری، غیرپشتون بودند، طرزی و همکارانش با دو چالش مواجه بودند.

نظر ویراستار

۱. «اکثر» یعنی «بیشتر». مثلاً می‌گوییم «اکثر نمایندگان با این لایحه موافق بودند.» یعنی بیشتر نمایندگان. ولی «اکثریت» یعنی «بیشتر بودن»، چنان که می‌توان گفت «نمایندگان معتدل در اکثریت هستند» یعنی در وضعیت «بیشتر بودن» هستند. در جملۀ بالا «بیشتر بودن» منظور نیست، بلکه «بیشتر» منظور است. پس باید آنجا «اکثر» گفت یا حتی خود «بیشتر».

نظیر این خطا به شکلی دیگر در مورد «بشریت» هم رخ می‌دهد. «بشریت» در اصل یعنی «بشر بودن» یا «انسان بودن» ولی ما بسیار وقت‌ها آن را به خطا به معنی «جامعۀ بشری» به کار می‌بریم و این درست نیست.

۲. کلمۀ «واقعیت» در اینجا ضرورت ندارد. «این واقعیت» وقتی به کار می‌رود که خود واقعیت در جملۀ قبلی گفته شده باشد و ما در اینجا فقط به آن اشاره کنیم. ولی اینجا واقعیت در همین جمله بیان شده است و نیازی به ذکر دوبارۀ آن نیست.

۳. تکرار فعل در جمله عیبی ندارد، ولی اگر نباشد بهتر است. در اینجا دو تا «بودند» داریم که می‌شود یکی را با تغییری در جمله، حذف کرد.

حاصل ویرایش

با توجه به این که اکثر مردم افغانستان از لحاظ تباری غیرپشتون بودند، طرزی و همکارانش دو چالش در پیش داشتند.

 

 

سه‌گانه‌های نگارش (۴)

متن اصلی

در حال حاضر آمار و ارقامی که از تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی وجود دارد بسیار امیدوارکننده است.

نظر ویراستار

۱. جمله در جمله خیلی خوب نیست. بسیار وقت‌ها دو جمله را می‌شود یکی کرد. مثلاً در اینجا می‌شود گفت «در حال حاضر آمار و ارقام تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی بسیار امیدوار کننده است.»

۲. سعی کنیم ساده و پرتأثیر بنویسیم. یعنی جملۀ ما فقط چند کلمۀ کلیدی داشته باشد و توجه مخاطب دقیقاً به همان کلمات جلب شود. در این عبارت کلمات کلیدی، «تعداد»، «دانشگاه‌ها» و «امیدوارکننده» است. عبارت «آمار و ارقام» کمکی به مطلب نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود تمرکز خواننده بر کلمۀ کلیدیِ «تعداد» کمتر شود. پس می‌شود آن را هم برداشت.

البته اگر سخنی از آمارگیری و تحقیقات آماری در کار بود و نویسنده قصد ارائۀ نتیجۀ آن تحقیقات را داشت، ذکر کلمۀ «آمار» ضرور بود. ولی در اینجا چنین نبود و نویسنده فقط می‌خواست از فراوانی دانشگاه‌ها بگوید.

حاصل ویرایش

در حال حاضر تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی بسیار امیدوارکننده است.

 

سه‌گانه‌های نگارش (۵)

متن اصلی

این رابطه تنها در تعالیم دینی یافت می‌شود و تنها با استفاده از خود آموزه‌های دینی و دستگاه‌های مفهومی مستنبط از متون دینی می‌توان نسبت به تبیین آن همت گماشت.

نظر ویراستار

۱. اگر از من بپرسید که «شاه‌کلید نگارش خوب چیست؟» می‌گویم «ساده‌نویسی.» وقتی به راحتی می‌توانیم بگوییم «تبیین کرد»، چرا بگوییم «نسبت به تبیین آن همت گماشت»؟ از همین قبیل است این عبارت‌ها که من ساده‌شان می‌کنم.

تحت تعقیب قرار داد / تعقیب کرد

مورد بررسی قرار می‌دهیم / بررسی می‌کنیم

به مصاحبه اقدام گردید / مصاحبه شد

مزاحمت ایجاد می‌کرد / مزاحم بود

حاصل ویرایش (۱)

این رابطه تنها در تعالیم دینی یافت می‌شود و تنها با استفاده از خود آموزه‌های دینی و دستگاه‌های مفهومی مستنبط از متون دینی می‌توان آن را تبیین کرد.

باز هم نظر ویراستار

خوب، حالا این «می‌توان آن را تبیین کرد» را هم ساده‌تر می‌سازیم. یا به سبک معمول این دوستان بگویم، «در راستای ساده‌سازی آن همت می‌گماریم.» حاصل این می‌شود:

حاصل ویرایش (۲)

این رابطه تنها در تعالیم دینی یافت می‌شود و تنها با استفاده از خود آموزه‌های دینی و دستگاه‌های مفهومی مستنبط از متون دینی قابل تبیین است.

(این بار سه‌گانۀ ما پنج‌گانه شد.)