بیدل

عرش اگر باشم زمین آسمان بیدلم


جستارى در آثار استاد محمدحسین سرآهنگ از زاویه شعر محمدکاظم کاظمی یادآوری: این مقاله در سال ۱۳۸۰ نوشته شده و در ماهنامۀ سوره، دور دوم، شماره اول، بهمن ۱۳۸۰ منتشر شده است. اکنون با اصلاح مختصری منتشر می‌شود. شاید لازم نباشد در ابتداى سخن، مقدمه‏‌اى طولانى درباره ارتباط شعر و موسیقى بنویسیم و از نقشى که انتخاب شعر و نیز درست خواندن آن در ایجاد قطعات موسیقى دارد، داد سخن دهیم. ولى پیش از همه، یادآورى این نکته لازم است که بسیار خوش‏‌اقبالى است اگر شعر و موسیقى در کار یک هنرمند هر دو ادامه مطلب

این آتش بی‌رنگ


نگاهی به کتاب «بیدل‌، سپهری و سبک هندی‌» از زنده‌یاد حسن حسینی‌ چاپ شده در مجلۀ «شعر»، شمارۀ ۴۱، سال دوازدهم‌، اردیبهشت ۱۳۸۴   اکنون نزدیک دو دهه از آن روزی می‌گذرد که ناباورانه غزلیات بیدل[۱]، چاپ نشر بین‌الملل و با مقدمۀ منصور منتظر (شما بخوانید یوسفعلی میرشکاک‌) را پشت شیشۀ یکی از کتابفروشیهای مشهد دیدم و جلد اولش را خریدم و جلد دومش را به خودم وعدۀ خرید دادم ـ که دانش‌آموزی مهاجر بودم و کتابی دوجلدی در آن عرض و طول را در یک نوبت خریدن‌، برایم کاری اشرافی بود. باری‌، بیدل در این ادامه مطلب

بیدل، شاعری بزرگ از سرزمین هند


این مقاله در اوایل دهۀ هفتاد در شمارۀ ۵ فصلنامۀ «خانۀ خورشید» چاپ شد که به وسیلۀ کانون شاعران و نویسندگان امور تربیتی آموزش و پرورش خراسان منتشر می شد.   تمهید «بیدل‌»، نفسم کارگه حشر معانی است‌ چون غلغلۀ صور، قیامت کلماتم[۱] شاید برای ما از هم بریدگان فارسی زبان که هر گروهمان در اقلیمی از اقالیم دست ساختۀ تفرقۀ خودی و استعمار بیگانه به سر می‌بریم‌، عنوان «شاعری بزرگ از سرزمین هند» کمی عجیب جلوه کند که‌: «سرزمین هند و زبان فارسی‌؟» و البته شاید در این تعجب محق هم باشیم چون سالهاست که د ادامه مطلب

محمد عبدالعزیز مهجور و میراث ادبی او


این یادداشت در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶ به مناسبت درگذشت محمدعبدالعزیز مهجور نوشته شد و در همین روز در خبرگزاری فارس منتشر شد. مرحوم محمدعبدالعزیز مهجور را باید از واپسین حلقه‌های بیدل‌شناسان سنتی ما دانست، کسانی که چراغ بیدل در افغانستان به همت آنان روشن مانده بود و همچنان برای نشر و گسترش میراث ادبی این شاعر در افغانستان می‌کوشیدند. او در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در قندهار به دنیا آمد و البته اصالتاً از کابل بود و فرزند محمد عبدالحمیر اسیر، معروف به قندی آغا. آن‌ها از خاندان متشخصی بودند و بعضی از بزرگا ادامه مطلب

غزلی از بیدل با دکلمۀ زینب بیات


این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسین‌انصاری‌نژاد خوانده شد که داغ‌دار برادر جوانش بود و غزل‌های سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش می‌یافت. از آن عزیز سپاسگزارم و برای برادر گرامی‌اش آرزوی بخشایش و رحمت الهی دارم. موسیقی زمینۀ این دکلمه، یک قطعه تکنوای شهنای از مرحوم استاد بسم‌الله خان شهنای‌نواز معروف پاکستان است. تصویری که می‌بینید، مربوط به کنسرت بسم‌الله خان و گروه او در حدود بیست سال پیش در هتل همای مشهد است که من هم در آن حضور داشتم و این عکس ادامه مطلب

درد دین


آن را که ز درد دینش افسونی هست، در یاد حسین، داغ مدفونی هست هر گاه ز خاک کربلا سبحه کنند، در گردش آن، چکیدن خونی هست بیدل شعر عاشورایی بسیار ندارد. از آن شاعرانی نیست که دهها قصیده و ترکیب‌بند برای عاشورا دارند. ولی همان چند شعر اندکی که دارد، همه حاوی معانی عمیقی است که در آن روزگار کمتر سابقه داشته است. مثلاً در آن روزگاری که غالب شاعران فقط بر شهیدان کربلا نوحه‌های بی‌ثمر می‌کنند، او احساس مذهبی نسبت به واقعۀ عاشورا را به «درد دین» نسبت می‌دهد، یعنی یک پشتوانۀ فکری برایش مطرح می‌کند. جالب ادامه مطلب

رمز استغنا


برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا شهید ناز او، از تیغ می‌خواهد دَم آبی‌ این بیت بیدل آمیزه‌ای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق می‌داند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب می‌کردند. می‌دانیم که آب‌دادن شمشیر، آن را محکم‌تر و برنده‌تر می‌ساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه می‌کند: کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان‌؟ آب اگر در جوی شمشیر است، می‌باشد روان‌ و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب می‌نوشند. نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از ادامه مطلب

آینه در کربلا


جهان خون‌ریز بنیاد است، هشدار سر سال از محرّم آفریدند این بیت بیدل تفسیر شاعرانۀ زیبایی است از این که سال قمری با ماه محرّم آغاز می‌شود. گویا هر سال، شروع یک سلسله خون‌ریزی در این جهان است. و دریغ که همیشه نیز چنین بوده است. بیدل از معدود شاعران غیرشیعه است که در جای‌جای آثارش اشارات جالبی به واقعۀ عاشورا دارد. گاهی این اشاره به نوعی است که گویی سخنی دیگر را بیان می‌کند و در عین حال به عاشورا نیز اشاره‌ای دارد، مثل همین بیت بالا. اما در موارد بسیاری سخن شاعر یک موضع بسیار روشن انقلابی دارد ادامه مطلب

بیت بیدل و بحث دو هم‌زلف


تنگی فشرده است صحرای امکان راهی نداریم دل می‌گشاییم سؤال؟ این «تنگی» چگونه خوانده می‌شود؟ الف. به صورت مصدری یعنی «تنگ بودن» ب. به صورت نکره یعنی «تنگ + ی» که «تنگ» به معنی «بار» باشد، چنان که می‌گویند «تنگ شکر» یعنی «بار شکر»   این بحثی است که گویا بین دو تن از اعزه و اجلۀ شعر امروز یعنی سید اکبر میرجعفری و هم‌زلف (باجناق) ایشان امید مهدی‌نژاد درگرفته بوده و با توجه به حساسیت موقعیت ـ و این که بالاخره هم‌زلفان نمی‌خواهند از هم کم بیاورند ـ این جانب را به داوری خواستند گویا. من ح ادامه مطلب

حسن حسینی و بیدل


تهمید شادروان حسن حسینی شاعری بود جامع‌الاطراف و صاحب فعالیتها و آثاری در زمینه‌های گوناگونِ سرایش و نگارش‌. یکی از این سلسله فعالیتها، آثار و خدمات او در معرفی و شناخت شعر میرزا عبدالقادر بیدل شاعر بزرگ فارسی به جامعۀ ادبی ایران است‌. شاید سخن دربارۀ عوامل گمنام‌ماندن بیدل‌، شاعری چنین توانا و قدرتمند، آن هم در کشوری که همه شاعران در آن قدر می‌بینند و بر صدر می‌نشینند ـ به ویژه اگر درگذشته باشند و به رفتگان پیوسته باشند ـ سخن را قدری به درازا بکشاند و ما را از مسیر اصلی بدر برد. در اینجا ای ادامه مطلب