بیدل

محمد عبدالعزیز مهجور و میراث ادبی او

۸۷۰۸۱۵-۱۹ (۳۰۰)

این یادداشت در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶ به مناسبت درگذشت محمدعبدالعزیز مهجور نوشته شد و در همین روز در خبرگزاری فارس منتشر شد. مرحوم محمدعبدالعزیز مهجور را باید از واپسین حلقه‌های بیدل‌شناسان سنتی ما دانست، کسانی که چراغ بیدل در افغانستان به همت آنان روشن مانده بود و همچنان برای نشر و گسترش میراث ادبی این شاعر در افغانستان می‌کوشیدند. او در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در قندهار به دنیا آمد و البته اصالتاً از کابل بود و فرزند محمد عبدالحمیر اسیر، معروف به قندی آغا. آن‌ها از خاندان متشخصی بودند و بعضی از بزرگا ادامه مطلب

غزلی از بیدل با دکلمۀ زینب بیات

Zaynab Bayat Radio (300-300)

این غزل که یک مرثیۀ بسیار عاطفی از بیدل است، به سفارش شاعر گرانقدر، حسین‌انصاری‌نژاد خوانده شد که داغ‌دار برادر جوانش بود و غزل‌های سوگوارۀ بیدل را تسکین دل دردمند خویش می‌یافت. از آن عزیز سپاسگزارم و برای برادر گرامی‌اش آرزوی بخشایش و رحمت الهی دارم. موسیقی زمینۀ این دکلمه، یک قطعه تکنوای شهنای از مرحوم استاد بسم‌الله خان شهنای‌نواز معروف پاکستان است. تصویری که می‌بینید، مربوط به کنسرت بسم‌الله خان و گروه او در حدود بیست سال پیش در هتل همای مشهد است که من هم در آن حضور داشتم و این عکس ادامه مطلب

درد دین

emrooz-ba-bidel-01-300-300

آن را که ز درد دینش افسونی هست، در یاد حسین، داغ مدفونی هست هر گاه ز خاک کربلا سبحه کنند، در گردش آن، چکیدن خونی هست بیدل شعر عاشورایی بسیار ندارد. از آن شاعرانی نیست که دهها قصیده و ترکیب‌بند برای عاشورا دارند. ولی همان چند شعر اندکی که دارد، همه حاوی معانی عمیقی است که در آن روزگار کمتر سابقه داشته است. مثلاً در آن روزگاری که غالب شاعران فقط بر شهیدان کربلا نوحه‌های بی‌ثمر می‌کنند، او احساس مذهبی نسبت به واقعۀ عاشورا را به «درد دین» نسبت می‌دهد، یعنی یک پشتوانۀ فکری برایش مطرح می‌کند. جالب ادامه مطلب

رمز استغنا

Emrooz Ba Bidel 01 (300-300)

برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا شهید ناز او، از تیغ می‌خواهد دَم آبی‌ این بیت بیدل آمیزه‌ای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق می‌داند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب می‌کردند. می‌دانیم که آب‌دادن شمشیر، آن را محکم‌تر و برنده‌تر می‌ساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه می‌کند: کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان‌؟ آب اگر در جوی شمشیر است، می‌باشد روان‌ و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب می‌نوشند. نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از ادامه مطلب

آینه در کربلا

Emrooz Ba Bidel 01 (300-300)

جهان خون‌ریز بنیاد است، هشدار سر سال از محرّم آفریدند این بیت بیدل تفسیر شاعرانۀ زیبایی است از این که سال قمری با ماه محرّم آغاز می‌شود. گویا هر سال، شروع یک سلسله خون‌ریزی در این جهان است. و دریغ که همیشه نیز چنین بوده است. بیدل از معدود شاعران غیرشیعه است که در جای‌جای آثارش اشارات جالبی به واقعۀ عاشورا دارد. گاهی این اشاره به نوعی است که گویی سخنی دیگر را بیان می‌کند و در عین حال به عاشورا نیز اشاره‌ای دارد، مثل همین بیت بالا. اما در موارد بسیاری سخن شاعر یک موضع بسیار روشن انقلابی دارد ادامه مطلب

بیت بیدل و بحث دو هم‌زلف

Emrooz Ba Bidel 01 (300-300)

تنگی فشرده است صحرای امکان راهی نداریم دل می‌گشاییم سؤال؟ این «تنگی» چگونه خوانده می‌شود؟ الف. به صورت مصدری یعنی «تنگ بودن» ب. به صورت نکره یعنی «تنگ + ی» که «تنگ» به معنی «بار» باشد، چنان که می‌گویند «تنگ شکر» یعنی «بار شکر»   این بحثی است که گویا بین دو تن از اعزه و اجلۀ شعر امروز یعنی سید اکبر میرجعفری و هم‌زلف (باجناق) ایشان امید مهدی‌نژاد درگرفته بوده و با توجه به حساسیت موقعیت ـ و این که بالاخره هم‌زلفان نمی‌خواهند از هم کم بیاورند ـ این جانب را به داوری خواستند گویا. من ح ادامه مطلب

حسن حسینی و بیدل

CD Bidel Hosayni-Lit (300-300)

تهمید شادروان حسن حسینی شاعری بود جامع‌الاطراف و صاحب فعالیتها و آثاری در زمینه‌های گوناگونِ سرایش و نگارش‌. یکی از این سلسله فعالیتها، آثار و خدمات او در معرفی و شناخت شعر میرزا عبدالقادر بیدل شاعر بزرگ فارسی به جامعۀ ادبی ایران است‌. شاید سخن دربارۀ عوامل گمنام‌ماندن بیدل‌، شاعری چنین توانا و قدرتمند، آن هم در کشوری که همه شاعران در آن قدر می‌بینند و بر صدر می‌نشینند ـ به ویژه اگر درگذشته باشند و به رفتگان پیوسته باشند ـ سخن را قدری به درازا بکشاند و ما را از مسیر اصلی بدر برد. در اینجا ای ادامه مطلب

امروز با بیدل، قیامت کرد گل

Emrooz Ba Bidel 01 (300-300)

گزیده‌ای از یک غزل بیدل این غزل یکی از بهترین‌های بیدل است. اصل غزل ۱۴ بیت است. حدود نیمی از آن عاشقانه است و نیمی دیگر پندآموز و عبرت‌انگیز. من در اینجا فقط چند بیت عاشقانه‌اش را استخراج کرده‌ام.   قیامت کرد گل‌، در پیرهن بالیدنت نازم‌ جهان شد صبح محشر، زیر لب خندیدنت نازم‌ «گل کردن» در اینجا یعنی «ظهور کردن»، «آشکار شدن». می‌گوید تو همین که در پیراهن بالیدی، قیامتی آشکار شد و با یک زیر لب خندیدنت  همۀ دنیا زنده شد. انگار شور محشر برپا شده باشد. این که تبسم یا خندۀ معشوق جهانی را بر ادامه مطلب

امروز با بیدل، اسیر الفت

Emrooz Ba Bidel 01 (300-300)

گرفتار دو عالم رنگم از بی‌رحمی نازت اسیر الفت خود کن، اگر می‌خواهی آزادم «رنگ»‌ در اینجا یعنی تعلقات و وابستگی‌های گوناگون دنیایی. می‌گوید اگر می‌بینی که من درگیر این وابستگی‌ها شده‌ام، به خاطر بی‌رحمی و کم‌التفاتی توست که مرا از تو ناامید ساخته و به دام این‌ها انداخته است. اگر به الفت تو دلگرم باشم، دیگر به همه چیز پشت پا خواهم زد. متناقض‌نمایی آزادی در عین اسارت در این بیت بسیار زیباست و یادآور آن مصراع حافظ که «من از آن روز که در بند تو ام، آزادم» ادامه مطلب