به یک عشوه مرا برباد کردی

شاعر این شعر را نشناختم. آهنگ کامل است و یک اجرا از آن در دسترس است.

 

 

به یک عشوه مرا برباد کردی‌

ببین جانا! چه‌سان بیداد کردی‌

نمی‌گفتم مرا گیری‌، گرفتی‌

به نیرنگی دلم را شاد کردی‌

فشاندی یاسمن‌، ای یاسمن‌خوش‌

به بوی خوش مرا خوش یاد کردی‌

به دام آورده‌ای اما به رنگی‌

شکستی بال و پر، آزاد کردی‌

اسیر حسن خود را در خرابی‌

به افسون نگه آباد کردی‌

به مکتب‌خانه درسی طرفه گفتی‌

به شاگردی مرا اُستاد کردی‌