خیال، با شعرهای فارسی

sarahang-04

این قطعه در موسیقی هند و افغانستان اصطلاحاً «خیال» نامیده می‌شود و نوعی از کلاسیک‌خوانی است. کلاسیک‌خوانی به اشکال مختلف مثل «خیال‌خوانی» و «تُهمری‌خوانی» دسته‌بندی می‌شود. کل اثر حدود ۳۱ دقیقه است و در آن بیت‌هایی فارسی به مناسبت عید فطر هم خوانده شده است. قسمت اصلی آهنگ از دقیقۀ ۲۴ شروع می‌شود.

ممکن است و بلکه به احتمال قوی، این سبک آوازخوانی برای خیلی از دوستان جذابیت ندارد، ولی گروهی را نیز که دلبستۀ موسیقی کلاسیک شبه‌قاره و افغانستان هستند، خوش می‌آید.

 

 

شعرها:

بر لب بام بیا، گوشۀ ابرو بنما

روزه‌داران جهان منتظر ماه نو اند

 

در روزه چون خیال لب یار می‌کنم

با نقل و پسته و شکر افطار می‌کنم

 

عید آمد و هر کس پی کار خویش است

می‌نازد اگر غنی و درویش است

من بی تو به حال خود نظرها کردم

دیدم که هنوزم رمضان در پیش است

 

پیراهنی از تار وفا دوخته بودم

چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد

 

موی سفید را فلکم رایگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام

 

خواهی به دیده قد کش و خواهی به دل نشین

سرو تو مصرعی است که در هر زمین خوش است

 

یاد ایام جوانی جگرم خون می‌کرد

خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد