سه‌گانه‌های نگارش، شماره ۱۱ تا ۱۵

Seganeh Negaresh (300-300)

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۱

متن اصلی

این عدد نشان دهندۀ آن است که پرسشنامۀ مورد استفاده، از قابلیت اعتماد برخوردار می‌باشد.

… از مدیریت علمی و مجموعه‌ای از کارشناسان خبره بهره‌مند باشد.

نظر ویراستار

برای یک نگارش خوب، باید فعل‌ها را ساده بنویسیم. از ویژگی‌های زبان گفتار استفاده کنیم. ما در گفتار نمی‌گوییم «من از یک کلاه گرم برخوردار می‌باشم.» بلکه می‌گوییم «من یک کلاه گرم دارم.»

به همین ترتیب به جای «نشان‌دهندۀ آن است»، می‌توانیم بنویسیم «نشان می‌دهد».

در جملۀ بعد به جای «بهره‌مند باشد» نیز می‌توانیم بنویسیم «داشته باشد». چون اینجا هم فقط بحث «داشتن» است، نه بهره‌مند بودن آنچنان که مثلاً انسان از محضر یک دانشمند بهره‌مند می‌شود.

حاصل ویرایش

این عدد نشان می‌دهد که پرسشنامه‌های مورد استفاده، قابل اعتماد است.

… مدیریت علمی و مجموعه‌ای از کارشناسان خبره را داشته باشد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۲

متن اصلی

روابط عمومی، اطلاعات مناسبی از لحاظ کمّی و کیفی در اختیار مدیران جامعه و گروه‌های اجتماعی قرار دهد.

نظر ویراستار

«قرار دادن» یعنی چیزی را که به طور طبیعی در جایی مستقر نیست، در جای خاصی مستقر کنیم. یعنی به قرار و سکون برسانیم. مثلاً می‌شود گفت که «آنتن را روی بام قرار دادیم.» ولی «اطلاعات» از این جنس نیست که نیاز به قرار گرفتن داشته باشد. بسیار ساده و طبیعی می‌شود گفت «بگذارد».

حاصل ویرایش

روابط عمومی، اطلاعات مناسبی از لحاظ کمّی و کیفی در اختیار مدیران جامعه و گروه‌های اجتماعی بگذارد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۳

متن اصلی

سهم این قوم از پروسۀ ملت‌سازی امیر عبدالرحمن، از دست دادن سرزمین‌های مسکونی، دارایی‌های اقتصادی، مالکیت‌های ارضی، حقارت اجتماعی، بردگی‌های سیستماتیک و نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته بود.

نظر ویراستار

ترتیب اجزای جمله به نوعی است که عبارت «از دست دادن» به همه اجزای دیگر برمی‌گردد. یعنی گویا این قوم، «حقارت اجتماعی» و «بردگی‌های سیستماتیک» و «نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته» را هم از دست داده است.

حاصل ویرایش

سهم این قوم از پروسۀ ملت‌سازی امیر عبدالرحمن، حقارت اجتماعی، بردگی‌های سیستماتیک، نسل‌کشی‌های سازمان‌یافته و از دست دادن سرزمین‌های مسکونی، دارایی‌های اقتصادی و مالکیت‌های ارضی بود.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۴

متن اصلی

انسان زمانی طلب بخشش ـ‌ که یک حرکت کیفی است ـ می‌کند که به درک بخشش، توفیق پیدا کند.

نظر ویراستار

جمله معترضه در مجموع خوب نیست. یعنی اگر بتوانیم عبارت را طوری سامان دهیم که نیازی به جمله معترضه نباشد، بهتر است، مگر آنجا که یک ضرورت بلاغی یا ادبی در کار باشد، چنان که گاهی در شعر یا داستان می‌بینیم.

در اینجا جمله معترضه در جای بدی هم هست، یعنی درست در وسط فعل مرکب «طلب بخشش می‌کند». در چنین مواردی بهتر است که عبارت را دو جمله بسازیم و بگذاریم که مخاطب بر هر قسمت آن به صورت مستقل تمرکز کند.

حاصل ویرایش

این طلب بخشش یک حرکت کیفی است و انسان وقتی به آن می‌رسد که به درک بخشش توفیق یافته باشد.

 

سه‌گانه‌های نگارش ـ ۱۵

متن اصلی

دیوان مدنی اقدام به ذکر نوعیت قضیۀ مورد رسیدگی جهت اطلاع حاضرین که بتوانند ذهن خود را آماده ساخته تا بتوانند دفاعیه یا دلیل مناسب را توضیح دهند، می‌کند.

نظر ویراستار

ملاحظه می‌کنید که «اقدام می‌کند» در اینجا یک فعل مرکب است، ولی اجزای آن خیلی از هم دور افتاده است و در بین «اقدام» و «می‌کند» ما در واقع یک جمله داریم که شکل جمله در جمله گرفته است. بکوشیم که تا می‌توانیم از جمله در جمله پرهیز کنیم. اول یک جمله و همه اجزای آن را بیاوریم و سپس جملۀ بعدی را شروع کنیم.

از این گذشته آنچنان که بارها گفته‌ایم که بهتر است ساده بنویسیم، در اینجا «اقدام» اصلاً لازم نیست. ما به‌راحتی می‌توانیم بگوییم «کلاه پوشیدم» و ضرور نیست که بگوییم «اقدام به پوشیدن کلاه کردم».

«بتوانند» وقتی ضرور است که واقعاً موضوع «توانستن» در عبارت ما اهمیت داشته باشد. در اینجا یکی از «بتوانند»ها لازم نیست.

«توضیح دادن» هم اینجا مناسب نیست، چون «توضیح دادن» برای وقتی است که موضوع یا سؤالی را که برای دیگری به صورت مبهم یا اجمالی طرح شده است، واضح بسازیم.

حاصل ویرایش

دیوان مدنی جهت اطلاع حاضرین، نوعیت قضیۀ مورد رسیدگی را ذکر می‌کند، تا ذهنشان آماده شود و بتوانند دفاعیه یا دلیل مناسب را طرح کنند.

(ملاحظه می‌کنید که من در اینجا آن دو جمله‌ای را که داخل هم رفته بودند، از هم جدا کردم. وقتی جمله‌ها جدا باشند، درک آن‌ها آسان‌تر می‌شود.)