آهنگ «شاد کن جان من که غمگین است» در چهار اجرا

sarahang-02

این آهنگ شاد و طربناک، از آثار معروف استاد سرآهنگ است و محبوب‌ترین آهنگ او در بین مخاطبان عام. شعر از فخرالدین عراقی است و من چهار نسخه از این آهنگ دارم. از آن روی که در این اجراها گاهی اختلاف‌هایی با متن دیوان عراقی وجود دارد، ابتدا متن کامل غزل عراقی را (بر اساس سایت گنجور، هرچند اطمینان کامل به ضبط آن هم ندارم) نقل می‌کنم. سپس متن شعر اجراهای مختلف را:

شاد کن جان من که غمگین است

رحم کن بر دلم که مسکین است

روز اول که دیدمش گفتم

آن که روزم سیه کند این است

روی بنمای، تا نظاره کنم

کارزوی من از جهان این است

دل بیچاره را به وصل دمی

شادمان کن، که بی‌تو غمگین است

بی‌رخت دین من همه کفر است

با رخت کفر من همه دین است

گه گهی یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

دل به تو دادم و ندانستم

که تو را کبر و ناز چندین است

بنوازی و پس بیازاری

آخر ای دوست این چه آیین است؟

کینه بگذار و دلنوازی کن

که عراقی نه در خور کین است

 برای داونلود آهنگ‌ها می‌توانید بر روی نام هر آهنگ ضربه بزنید.

 

۱. نسخۀ کنسرتی

این نسخه در کنسرت استاد در گویته انستیتوت (مرکز فرهنگی آلمان) در کابل اجرا شده است و به اقتضای کنسرتی بودن، کوتاه‌تر و شادتر از بقیه است. بیت‌های شاهد هم در بین آن خوانده نشده است.

شاد کن جان من که غمگین است‌

رحم کن بر دلم که مسکین است‌

روز اول که دیدمت گفتم‌

آن که روزم سیه کند این است‌

گهگه یاد کن به دشنامم‌

سخن تلخ از تو شیرین است‌

بی رُخَت دین من همه کفر است‌

با رُخَت کفر من همه دین است‌

 

۲. نسخۀ‌ وفادار

این یک اجرای زیبای احتمالاً رادیویی از این آهنگ است و از نظر کیفیت اجرا و صدا از نسخۀ کنسرتی کم نمی‌آورد. طولانی هم هست و برای کسانی مناسب است که به آهنگ‌های پنج شش دقیقه‌ای از استاد، خمارشان رفع نمی‌شود.

شاد کن جان من که غمگین است‌

رحم کن بر دلم که مسکین است‌

روز اول که دیدمت گفتم‌

آن که روزم سیه کند این است‌

روی بنما که تا نظاره کنم‌

کآرزوی من از جهان این است‌

بی رُخَت دین من همه کفر است‌

با رُخَت کفر من همه دین است‌

سرت گردم‌، تو را چون من وفاداری نمی‌باشد

به رنگ من به عالم راست‌کرداری نمی‌باشد

ز خوبان جز تو ام با کس سر و کاری نمی‌باشد

به غیر از تو مرا یاری و دلداری نمی‌باشد

همین عشق تو دارم تا که جانم در بدن باشد

دو عالم را زنم آتش اگر بی‌تو ز من باشد

روز اول که دیدمت گفتم

آن که روزم سیه کند این است

در آن محفل که درد عشق ساقی است

تمنا ناله(۱) است و ناله میناست (بیدل)

گه گه یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

به طفلی در کنار دایه این توفیق می‌جستم

که صرف راه خوبان سازم ایام جوانی را

روی بنما که تا نظاره کنم

کآرزوی من از جهان این است

۱. اصل دیوان: باده

 

۳. نسخۀ ارغوانی

از کفم بیدل نمی‌دانم چه گل دامن کشید

کز ندامت کردم آخر ارغوانی پشت دست‌

شاد کن جان من که غمگین است

رحم کن بر دلم که مسکین است

روز اول که دیدمت گفتم

آن که روزم سیه کند این است

روی بنما که تا نظاره کنم

کآرزوی من از جهان این است

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسید

کشیده‌ایم در آغوش، آرزوی تو را

گر بعد مردنم گذری بر مزار من

چون گردباد دور تو گردد غبار من

گه گه یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

بی رخت دین من همه کفر است

با رخت کفر من همه دین است

 

۴. نسخۀ داغ‌ها

یک اجرای کنسرتی است و از روی سخنان مجری برنامه می‌شود گفت که احتمالاً از کنسرت‌های هندوستان استاد سرآهنگ بوده است. این آهنگ در ادامۀ «تو را من دوست دارم» خوانده شده است.

شاد کن جان من که غمگین است

رحم کن بر دلم که مسکین است

به داغ‌های دلم…

(از این بیت فقط همین سه کلمه خوانده شده است.)

روز اول که دیدمت گفتم

آن که روزم سیه کند این است

گهگه یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

بی رخت دین من همه کفر است

با رخت کفر من همه دین است