محمد عبدالعزیز مهجور و میراث ادبی او

۸۷۰۸۱۵-۱۹ (۳۰۰)
این یادداشت در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶ به مناسبت درگذشت محمدعبدالعزیز مهجور نوشته شد و در همین روز در خبرگزاری فارس منتشر شد.

مرحوم محمدعبدالعزیز مهجور را باید از واپسین حلقه‌های بیدل‌شناسان سنتی ما دانست، کسانی که چراغ بیدل در افغانستان به همت آنان روشن مانده بود و همچنان برای نشر و گسترش میراث ادبی این شاعر در افغانستان می‌کوشیدند.

او در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در قندهار به دنیا آمد و البته اصالتاً از کابل بود و فرزند محمد عبدالحمیر اسیر، معروف به قندی آغا. آن‌ها از خاندان متشخصی بودند و بعضی از بزرگان این خاندان در عصر حکومت امان‌الله خان مناصبی داشتند. ولی مرحوم اسیر به سبب ناملایمات و تغییراتی که در اوضاع سیاسی کشور رونما شد، گوشۀ عزلت گرفت و به ادب و عرفان پرداخت.

عبدالعزیز مهجور تحصیلات را در کابل و در دبیرستان امانی پی گرفت و پس از پایان تحصیلات در رشتۀ اقتصاد، ابتدا در هرات مدیر عمومی خدمات شرکت مال‌داری (دام‌داری) شد و سپس در بانک ملی و بانک انکشاف صنعتی استخدام شد که در این دومی پست ریاست را بر عهده داشت. در عصر طالبان، چنان که همۀ اهل ادب و فرهنگ افغانستان دچار عسرت و مصیبت شدند، او مدتی زندانی و مدتی آوارۀ پاکستان شد. در بازگشت به کشور دوباره به ریاست بانک انکشاف صنعتی مقرر شد، ولی چنان که خود می‌گوید، به سبب عدم وابستگی به احزاب سیاسی حاکم بر کشور از این وظیفه سبکدوش شد.

او در همه این مدت، شعر و بیدل‌پژوهی را از دست ننهاد و علاوه بر سرودن اشعار بسیار، کتاب‌ها و رسالاتی دربارۀ بیدل و دیگر شاعران کهن فارسی نوشت. فهرست آثار او تا جایی که دستیاب شد، به این صورت است: شرح مستزاد بیدل، آینه‌بندان حیرت بیدل، کامدی و مدن، داغ محرومی، غزل‌های ستاره‌‌دار، میلاد نور، احسن‌القصص، داغستان دل (دیوان اشعار)، سبک بیدل، مغز و پوست (افکار عطار، مولوی و ابوالمعانی بیدل)، گردش رنگ (تحلیل و تفسیر برخی از غزلیات بیدل)، کجای کار خراب است (نقد ادبی)، زندگی‌نامۀ خواجه معین‌الدین چشتی، زندگینامۀ پیر هرات خواجه عبدالله انصاری، زندگینامۀ شیخ کبیر حکیم سنایی غزنوی، خمستان قدیم، نوع‌پروری و انسان‌دوستی در متون قدیمۀ دری، پراکنده‌ها (مجموعه مقالات ادبی و عرفانی)، میکدۀ معرفت (ساقی‌نامۀ بیدل)، ابوالمعانی بیدل و کلمات قدسیۀ نقشبندیه، علم عروض، سیر در نکات بیدل، ابوالمعانی بیدل از افتخارات افغانستان است. بعضی از این آثار منتشر شده و بیشترشان هنوز به چاپ نرسیده است.

یکی از کتاب‌های بحث‌انگیز مهجور، «غزل‌های ستاره‌دار» است. او در این کتاب دربارۀ غزل‌هایی در دیوان بیدل چاپ کابل بحث کرده‌است که در نسخۀ اصلی مورد استناد این دیوان نبوده و از منابع دیگری فراهم آمده‌اند و به همین دلیل مصححان دیوان کابل، آن‌ها را با ستاره مشخص کرده‌اند. مهجور با دلایل نسخه‌شناسی و سبک‌شناسی بر آن است که شماری از این غزلیات، از خود بیدل نیست. این کتاب از این جهت که بعضی از غزل‌های منسوب به بیدل را به چالش می‌کشد، قابل توجه و بحث است.

GhazalHay e SetarehDar 02

مهجور هم‌چنین در تدوین و انتشار آثار مکتوب پدرش قندی‌آغا نقش مهمی داشت و کتاب‌های «نقش بوریا» و «کلید عرفان» به کوشش او منتشر شد.

او در کنگره‌ها و همایش‌های بیدل‌شناسی در هندوستان، ایران و تاجیکستان شرکت کرده و سفرهایی رسمی نیز به امارات متحدۀ عربی، پاکستان و شوروی داشته است. در سفر به هندوستان، از سوی دانشگاه اسلامی ملی، دکترای افتخاری در بیدل‌شناسی کسب کرده است.

Mahjor

محمدعبدالعزیز مهجور در حال گفتگوی تلویزیونی در حاشیۀ چهارمین کنگرۀ بین‌المللی عرس بیدل، در تهران. ۲۹ دی ماه ۱۳۹۵

اما چنان که گفتیم، محمد عبدالعزیز مهجور فرزند برومند مرحوم عبدالحمید اسیر، معروف به «قندی آغا» بود. قندی آغا از چند جهت یک نام درخشان در حوزۀ بیدل‌شناسی افغانستان است، یکی به واسطۀ وقوف و آگاهی بسیار در شعر بیدل، که حاصل آن تألیفات متعدد او دربارۀ بیدل است؛ دیگری به واسطۀ برپاکردن سالانۀ مراسم «عُرس بیدل» در کابل تا زمان حیات خویش و دیگر به واسطۀ پرورش استاد محمدحسین سرآهنگ در حوزۀ شعر. استاد سرآهنگ در محضر او و با تشویق او بود که به بیدل علاقه‌مند شد، در شعر او شناخت یافت و به یک بیدل‌خوان بزرگ در عرصۀ موسیقی افغانستان بدل شد. او در مصاحبه‌های رادیویی خویش از مرحوم قندی آغا به نیکی یاد کرده است.

قندی آغا در سال ۱۳۷۲ درگذشت و پس از او چراغ بیدل‌شناسی سنتی در افغانستان با حضور شاگردان او روشن ماند، به ویژه فرزندش عبدالعزیز مهجور که هم شاعر و پژوهشگر بود و هم در برپایی سالانۀ مراسم عرس بیدل مسیر پدر را ادامه داد.

اما این عرس بیدل که خاندان قندی آغا آن را تداوم دادند، کم کم از مرزهای افغانستان درگذشت و به صورت یک کنگرۀ بین‌المللی در ایران هم برگزار شد. در این کنگره‌ها هم عبدالعزیز مهجور از مهمانان و سخنرانان افغانستانی بود که نکته‌یابی‌ها و نظرسنجی‌هایش در جلسات بحث و پژوهش دربارۀ بیدل آشکار و زبانزد بود. او فردی بود بسیار دقیق و جدی، و با همه کهولت، با حضور ذهن و آمادگی تمام به بحث دربارۀ شعر بیدل می‌پرداخت.

محمدعبدالعزیز مهجور تا واپسین ایام عمر در کابل زندگی می‌کرد. به دلیل بیماری و برای معالجه به هندوستان سفر کرد و در ۲۵ تیر ۱۳۹۶ در دهلی درگذشت.

Ors e Bidel 87

سومین کنگرۀ بین‌المللی عرس بیدل در تهران. ۱۵ آبان ۱۳۸۷. در ردیف دوم: محمدکاظم کاظمی، عبدالعزیز مهجور، دکتر اسدالله حبیب، دکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده. در ردیف اول سیدرضا محمدی، موسی اکبری و رفیع جنید دیده می‌شوند.

Mahjor 87

دیدار جمعی از شاعران و نویسندگان مهاجر در مشهد با مهمانان سومین کنگرۀ عرس بیدل. مشهد، ۱۹ آبان ۱۳۸۷
ایستاده: حسین حیدربیگی، غلام‌رضا ابراهیمی، محمدجواد خاوری، دکتر اسدالله حبیب، ابوطالب مظفری، استاد شریف غزل، عبدالمجید (برادر شریف غزل)، ؟
نشسته: صارمه افضلی، خلیل‌الله افضلی، محمدکاظم کاظمی، محمدعبدالعزیز مهجور، معصومه احمدی، زهرا حسین‌زاده